مجموعة مؤلفين

228

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )

[ خريد كره اسب در بغداد ] ناهار صرف نموده ، بعد از ناهار رفتيم بغداد و همراهان شجاع نظام و آقا سيد جواد و ميرزا محمود بودند ، رفتيم سوار گارى شده ، بغداد پياده شده ، قدرى در بازار گردش كرديم . بعد رفتيم سراى آقا سيد مير اسماعيل ، برات به حواله ايشان داشتم ، قدرى پول گرفته ، چاى [ و ] قليانى صرف نموده . از آنجا برخاسته ، رفتم خانه كيركوراسكندر ، درب خانه را زده ، آدمش آمد ، اول اظهار داشت كه آقا كيركور خانه نيست . بعد ، دومرتبه خودمان خواستيم برويم توله‌هاى او را در حصارش ملاحظه كنيم ، ديدم خانه است . تعارف كردند ، رفتم در اتاق نشسته ، تفنگ دو لوله خريده بود او را ملاحظه كرديم ، خوب تفنگى بود . قدرى صحبت توله كرديم ، يك توله داشت خال قهوه ، دو دانه بچه هم داشت توله ماده « 1 » بزرگى بود ، بنده خواهش كردم كه يكى دو دانه از آن توله‌ها [ را ] به من بده ، من سه بچه توله دارم هر كدام را كه خواستى بردار ، خواهشم را قبول كرد . چون رفته بوديم به طرف سامره ، ما از هم آنجا خداحافظى [ 31 ] كرده ، برخاسته ، رفتم خانه نواب ها ، هيچ يك بجز پسر كوچك نواب آقا تقى خان [ نبود ] . رفتم در عمارت ، روى شط « 2 » نشسته ، چاى قهوه صرف شد . برخاسته ، به طرف منزل آمديم . عربى دو رأس اسب داشت او را هم ملاحظه نموديم ، يكى يك صد و بيست و سه تومان قيمت مىگفت ، آنها را ديده . زرگرى بود كه همه قسم اسباب هم زرگرى مىكرد و هم حكاك بود . رفتم ، دريك كاروانسراى منزل داشت ، بعضى اشياء آنتيك « 3 » از سنگ وغيره داشت ملاحظه كرده ، گارى سوار شده ، به كاظمين آمده ، زيارت مشرف شده ، بعد از زيارت به طرف منزل آمده ، قدرى نشسته ، صحبت شد . استراحت كردم .

--> ( 1 ) . اصل : مايه ( 2 ) . اصل : شت ( 3 ) . اصل : آن تيغه . ديرينه ، باستانى ، عتيقه ، باارزش ، قيمتى . همان